علی محمد حسام فر Ali Mohammad Hesamfar

وبسایت شخصی علی محمد حسام فر
دسته بندی ها: اخبار

رگ خواب

شهریور ۳۰, ۱۳۹۶ | توسط hesamfar | دسته بندی اخبار
پایان رگ خواب، چشمان من، یک مرد گنده، خیس اشک بود. بار اولی که فیلم را در جشنواره دیدم، این قدر تاثیر گذار نبود، بار دوم برای همراهی یک دوست، در یک نیمه شب تابستانی، فیلم انگار شکل دیگری بود. شاید فیلمنامه ی رگ خواب چندان به چشم نیاید. اما همین که شما فیلم را با دقت دنبال میکنید، پایان غیر مرتبطی ندارد، در طول فیلم کم تر سراغ موبایلتان میروید، ، ایراد علت و معلولی در آن نمی بینید، یعنی فیلمنامه ی سر و شکل داری نوشته شده است. خلاصه ی داستان را در ادامه می آورم و اگر دوست دارید قصه ی فیلم برای شما لو نرود، از این پاراگراف گذر کنید. یک زن که به تازگی از شوهر معتادش جدا شده، و نمی خواهد پدرش او را شکست خورده ببیند، دست و پا می زند تا برای خودش کسی شود و آن گاه سراغ خانه ی پدری برود. در این راه و در جستجوی کار دلبسته ی مردی می شود، که راه و روش دلبری را برای به دست آوردن زن ها بلد است، و با دست پیدا کردن به مقصود، او را رها می کند. زن دوباره بی پناه است، دست آخر، به گرمخانه ی شهرداری می رود و از آنجا به بیمارستان، و سرانجام فرصت می کند تا در یک ماه پایان زندگی پدر، کنار او باشد. پایان خطر لو رفتن قصه. بدون شک طراحی های حمید نعمت الله به درستی این داستان را روایت میکند، و بعضی سکانس ها، ما را یاد این می اندازد که چه قدر جای جذابیت های بصری و میزانسن در سینمای ما خالی است. به یاد بیاوریم سکانس طوفان را. و اما لیلا حاتمی. لیلا حاتمی را همه برای بازی در این فیلم تحسین کرده اند. هم باور پذیر است، هم زبان بدن خوب و متفاوتی در شرایط مختلف داستان ارایه میکند، یعنی در هر بخش از داستان ما رفتارمندی متناسب با آن شرایط را از او می بینیم که به باور ما کمک می کند. جایی شق و رق و مانند یک زن اشراف زده است، جایی در خود مچاله است، و در قسمت دیگری خموده و شکسته. و همه ی این ها را با تسلطی خوب بر بدن خودش، که از ابزارهای هر بازیگری حرفه است، ارایه می کند. علاوه بر این لیلا حاتمی، توانسته احساسات متفاوتی را همزمان بازی کند. در این باره کم تر گفته شده است. برای یادآوری، وقتی کامران (کوروش تهامی) و وردستش(اصغر پیران) به محل سکونت مینا ( لیلا حاتمی)، می آیند، و مینا متوجه می شود اشتباه تصور میکرده که کامران امشب مادرش را برای آشنایی می آورد و مهمان عزیزی که وعده داده شده بوده، یک گربه است، در چهره ی لیلا حاتمی می شود، هم زمان، سرخوردگی، ترس، غم، ریشخند کردن خود، و حتا خرده ای امید دید. از این لحظه ها این فیلم کم ندارد. اما هرچند لیلا حاتمی ستاره بی بدیل فیلم است، در کل رگ خواب هیچ بازی نادرست و سرسری گرفته شده ای ندارد. کوروش تهامی، خوب، یک دست و استوار بازی میکند. و دیگران هم به همین ترتیب. به یاد بیاوریم، بازی الهام کردا(دوست مینا) لیلا موسوی(صاحبکار کامران)، دختر صندوقدار، و وردست کامران را. حتا نقش های خیلی کوچک درست کار خود را کرده اند و کارگردان هم طوری آن ها را به کار گرفته که ذوق مخاطب دچار چالش نمی شود. استفاده ی نا به جا از نابازیگران، یا به کار گیری نامناسب بازیگران برای نقش های کوچک، آسیبی است که به خیلی از فیلم های خوب سینمای ایران آسیب زده، و رگ خواب از این صدمه، در امان است. بار اول این فیلم را در جشنواره ی فجر، در شیراز دیدم، و بار دوم در مجتمع سینمایی چارسوی تهران. و نمی توانم از این بگذرم، که در لحظه ی پایانی فیلم، دست اندرکاران محترم چارسو، در حالی که همه در احساس فیلم و موسیقی پایانی غرق بودند، ناگهان روی ثانیه ی اول تیتراژ، آن را قطع کردند و تماشاگران را شوکه. گویی سطلی آب بر صورت آدمی خواب بپاشند. امیدوارم دیگر با چنین غیر حرفه ای گری ای رو به رو نشوم. تجربه ی ناخوشایندی بود. به هر روی، اگر برای دیدن یک فیلم متفاوت و روشنفکری به سینما میروید، رگ خواب شما را ناامید می کند. چون مولفه های آشنای سینمای عامه پسند را دارد. قصه، موسیقی، و یک شخصیت محوری زن. اما اگر می خواهید یک فیلم استاندارد ببینید، و با شخصیت مینا، عاشقی کنید، بترسید، تحقیر شوید، امیدوار باشید و دوستی کنید، و در پایان احتمالا قطره ای اشک بریزید که برای تهذیب نفس هم خوب است، رگ خواب یک پیشنهاد مطمین خواهد بود.

رونمایی از خاکستر نشین

تیر ۲۷, ۱۳۹۶ | توسط hesamfar | دسته بندی اخبار

چهارشنبه از فیلم کوتاه خاکستر نشین در سینما غزل تالار حافظ شیراز رو نمایی می شود.  

به گزارش خبرنگار مهر، فیلم کوتاه داستانی خاکسترنشین به کارگردانی احسان شادمانی با پایان یافتن مراحل تولید در بهار ۹۶ آماده نمایش شده است.

این فیلم کوتاه در قالب رئال-انیمیشن و به مدت ۲۰ دقیقه داستان مرد کارگری را روایت می‌کند که بعد از ساعات سخت کاری در کارگاه تولید زغال، در اتاق خانه‌اش با یک جغد ملاقات می‌کند؛ مرد به حضور جغد در زندگی‌اش عادت می‌کند تا اینکه نویسنده‌ای از راه می‌رسد و ادعا می‌کند جغد متعلق به اوست.

عوامل این فیلم کوتاه عبارتند از: فیلمنامه‌ و کارگردانی: احسان شادمانی. بازیگران: داریوش ثمر، علی‌محمد حسام‌فر. صداپیشه: لیلا دوکوهکی. تصویربردار: حمید دالوند. صدابردار: علی علوی. طراح صحنه: رضا تشکر. طراح گریم و لباس: لیلا دوکوهکی. دستیارکارگردان: محمدحسن محمودی. برنامه‌ریز: لیلا دوکوهکی. تدوین: احسان شادمانی. آهنگساز: مصطفی فرمانی. صداگذار: ساسان کاوه. عکاس و طراح گرافیک: رضا تشکر. طراح کاراکترِ جغد و استوری‌بورد: فریبا معصومی‌پور. طراح انیمیشن، جلوه‌های‌بصری و اتالوناژ: ایمان مشفق. مدیرتولید: حمید صادقی. مدیر صحنه و دستیار تولید: یوسف موسوی. دستیاران تصویر: مصطفی علی اکبری، محمدرضا امینی. پشتیبانی فنی: شرکت فیلم‌سازی کاریزفیلم. مجری طرح: حمید صادقی، لیلا دوکوهکی. تهیه‌کننده: انجمن سینمای جوانان استان فارس و با همکاری: انجمن سینمای جوانان ایران، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی جهرم، اهالی محترم روستاهای نوداد، کوشکسار و کلاکلیِ بخش سیمکان جهرم در استان فارس.

فیلم‌نامه اقتباسی خاکستر نشین(برداشتی آزاد از بوف‌کور صادق هدایت) موفق به دریافت  تندیس بهترین فیلمنامه اقتباسی در  پنجاه و ششمین جشنواره منطقه‌ای سینمای جوان_ بوشهر و دومین جشنواره ملی فیلم‌نامه‌نویسی سایه_دانشگاه سوره تهران و همچنین منتخب پنجمین جشنواره ملی فیلمنامه‌نویسی بیشابور شده است.

بخشی از یادداشت های و اخبار نمایش”کلاغ،پر”

فروردین ۱۷, ۱۳۹۶ | توسط hesamfar | دسته بندی اخبار
یک سال از اجرای عمومی نمایش کلاغ پر می گذرد. مدت ها بود می خواستم آنچه درباره این نمایش در سایت ها درج شده بود رو گرد آوری کنم. فکر کنم الان فرصت خوبی است که در یکسالگی این نمایش با احترام به تماشاگرانی که این کار رو پسندیدند و این پسند، لقب پر فروش ترین نمایش تولید در شیراز رو به این کارداد و هم چنین منتقدان عزیزی که خوب و بد نمایش رو برای ما آشکار کردند و البته گروه اجرایی، اینجا مطالبی که گفتم رو قرار می دم.   نقد علی رضا عیسوی، درج شده در خبرگزاری شبستان: مصاحبه ی سایت شیراز ۱۴۰۰ درباره این نمایش و وضعیت تیاتر در شیراز گزارش تسنیم از این نمایش در زیر گزارش آقای پارسا بهمنی در روزنامه خبر جنوب مورخ یازده مهر ماه نود و پنج، درباره ی نمایش های پرفروش شیراز. گزارش پایگاه اینترنتی فرهنگ و ارشاد فارس از افتتایه و گفتگو با کارگردانان عکس زیر، صفحه ی ده روزنامه افسانه، مورخ بیستم خرداد ۱۳۹۵ و شامل نقد آقای محمد حسن محمودی. کزارش تصویری حبرگزاری شبستان با عکس های آقای محسن تورّع در اینجا+ گزارش افتتاحیه از خبرگزاری مهر در اینجا+ گزارش تصویری خبرگزاری برنا در اینجا+ پوستر نمایش به طراحی سرکار خانم نعیمه محمودی:  

پروژه کوهسار مهدی، نمونه مدیریت ساخت و ساز محور و بدون پشتوانه مطالعاتی

بهمن ۲, ۱۳۹۵ | توسط hesamfar | دسته بندی اخبار
پروژه کوهسار مهدی، نمونه مدیریت ساخت و ساز محور و بدون پشتوانه مطالعاتی سالهاست، که پروژه کوهسار مهدی، به عنوان یکی از پر طمطراق ترین فعالیت های شهرداری شیراز از طرف مدیران این نهاد و وابستگان رسانه ای،به مردم شهر ارایه می شود. پروژه ای که گفته می شود، هزار میلیارد تومان از پول مردم شهر خرج آن شده تا رینگ جدیدی به شهر شیراز اضافه شود. اما این حلقه که شاید مدیران شهرداری توقع داشتند چون حلقه ی طلا بر دستان خدمتگزارشان بدرخشد، احتمالا به زودی آنان را مجبور به عذر خواهی خواهد کرد. عذرخواهی بابت تلف کردن میلیارد ها میلیارد پول، سال های بسیار زمان، عقب افتادن کارهای دارای اولویت بیشتر و تخریب محیط زیست از جمله کوه و باغ های بی نظیر. این طرح از بلوار جمهوری آغاز شده و با گذر از پردیس دانشگاه شیراز از اراضی پشت مله عبور می کندو به دوشاخه تبدیل شده، یک شاخه از طریق تونل دوقلو ایمان و گذر از پل چمران به میدان قصردشت رسیده و شاخه دوم بصورت مستقیم ادامه یافته و به تقاطع در دست ساخته جوادیه و بزرگراههای آرین و دراک متصل می شود. همیشه فکر میکردیم با راه اندازی این بزرگراه چه بار ترافیکی سنگینی به میدان کوچک و زیبای ارم تحمیل خواهد شد و حدس میزدیم از آن به بعد از میانه های بولوار جمهوری تا میدان نمازی و بعد از آن تقریبا رفت و آمد قفل خواهد شد. در این باره با دوستان خود زیاد صحبت میکردیم، تا این که همین زمزمه ها در شورای شهر شیراز هم بلند شد، که آقای شهرداری چه میکنید؟ هیچ به این فکر کرده اید که حجم خروجی بزرگراه، چگونه از یک طرف در بولوار جمهوری و میدان ارم تخلیه شود و از طرف دیگر در میدان قصر دشت و خیابان باریک ایمان؟ پاسخ واقعی شهرداری را نمیدانیم ولی دو چیز بیشتر نمیتوانست باشد. «فکر نکرده بودیم». یا «فکر کرده بودیم، ولی اجرا کردن یک پروژه دهان پر کن برای ما مهم تر بود.» در نهایت چه شد؟ هیچ. این پروژه فضایی، در فضا معلق مانده و با وجود تکمیل، قابل استفاده نیست. ورودی آن به دلیل اختلافات با صدا و سیمای فارس بر سر تملک اراضی و هم چنین اشکالات هندسی ، یک کوچه هشت متری است، و از آن طرف هم هنوز محل فرود پل چمران کامل نشده که هیچ، ساختمان جدیدی هم چسبیده به آن سر برآورده! فاز اتصال آن به جوادیه هم ظاهرا تعطیل است. چه خواهند کرد؟ خوشبختانه شهرداری شیراز پول کم آورده و خوشبختانه بعضی اعضای شورای شهر مقابل تصمیمات عجیب شهرداری ایستاده اند، وگرنه سخن از دو طبقه کردن! خیابان ایمان شمالی و اشتباه فاحش دیگری برای پوشاندن این اشتباه بود. چرا اینگونه شد؟ تا زمانی که مدیریت شهری، به جای تمرکز بر مدیریت فکری و نرم افزاری اتکا به ساخت و ساز برای حل مشکلات شهر داشته باشد اوضاع همین است. تا وقتی که افکار عمومی شهردار موفق را شهرداری بداند که بیشتر پروژه های عجیب و غریب به انجام رسانده باشد همین خواهد بود. و در یک کلام زمانی این اتلاف منابع و زمان و تضییع اولویت ها برچیده خواهد شد، که به جای پروژه محوری و تبدیل شهر به کارگاه ساختمانی، تمرکز بر حل مشکل شود. مدیری تکریم شود، که مشکلی را حل کند، نه میلیاردها تومان پول خرج کند و مشکلی را صد چندان کند، و صرفا به دلیل ساختن یک اسباب بازی بی خاصیت با پول مردم، مشمول پاداش پروژه و پایان سال و توجه افکار عمومی باشد. با این پروژه چه کنیم؟ در وهله ی اول، به نظر میرسد باید این واقعیت تلخ رو قبول کنیم که شکست خورده است. در مرحله بعد، بابت هزینه ها و تخریب های آن عذر خواهی کنیم، به این باور برسیم که شهر، اسباب بازی خانه سازی نیست که بتوانیم هر آن خواستیم بسازیم و جیب پیمانکاران را پر پول و مردم را متضرر کنیم، خشت به خشت آن و تومان به تومان آن باید با حساب و کتاب خرج شود. بعد ببینیم با این پروژه چه می شود کرد ؟ متخصصان نظر دهند ادامه ی آن و اتصال به منطقه جوادیه، امکان پذیر است؟ اگر بله، آن را به انجام برسانند و تمرکز خود را بگذارند برای کمتر کردن مشکلات ورودی این پروژه از بولوار جمهوری. و یادمان باشد که اصولا رینگ باید دور شهر بچرخد و نه از وسط شهر با تخریب باغ ها و کوه ها و منظر شهر و تخریب خاطرات و عادت های مردم راه خود را باز کند. بعد می ماند یک جفت تونل و یک پل، که به نظر میرسد باید از دل آن ها برای مردم شهر تفریحگاه ایجاد کرد. پل، فضای خوبی است برای ایجاد یک فضای سبز مرتفع، که امکان دیدن شهر و بولوار زیبای چمران را از زاویه ای متفاوت برای شهروندان فراهم می کند. هم چنین امکان استقرار فروشگاه، قهوه خانه و غذاخوری و فضای سبز متناسب هم روی آن وجود دارد. تونل های دو قلو هم امکان تبدیل شدن به موزه، تفرجگاه، آکواریوم،تماشاخانه، و دیگر مجتمع های خدماتی را دارند که با مطالعه و استفاده از نظر کارشناسان می شود آن ها را تغییر کاربری داد.
از بازگشت از راه غلط نباید بترسیم، و نباید اشتباه خود را ادامه دهیم. ترافیک میدان قصردشت و خیابان همت چه می شود؟ اصولا ترافیک سنگین و نیمه سنگین بخش گریز ناپذیری از عبور در مراکز شهرهاست. راه حل آن هم چنان که از تجربه بر میاید فقط پل زدن و احداث زیرگذر و رو گذر نیست. اگر قرار بود دو طبقه کردن خیابان ها و احداث تقاطع رفت و آمد راحت تر را مهیا کند، اکنون با وضعیت ترافیکی فعلی تهران رو به رو نبودیم. ترافیک این بخش از شهر شیراز را هم میتوان کم تر کرد با اصلاح هندسه ترافیکی، مجوز ندادن به مغازه ها و مجتمع های خدماتی بیشتر، گسترش حمل و نقل عمومی، تقویت حضور پلیس برای جلوگیری از پارک دوبل و توقف غیر مجاز و دیگر راه حل های غیر ساخت و ساز محور. اگر قرار بود تقاطع مشکل ترافیک را حل کند، با وجود تقاطع چند سطحی ستارخان، باز هم شاهد ترافیک در ساعات پر رفت و آمد نبودیم. چرا که با وجود واحدهای تجاری بر خیابان و توقف غیر مجاز و دوبله خودروها، اگر تقاطع ده طبقه هم احداث شود، باز این ترافیک سنگین وجود خواهد داشت. ضمن این که رانندگان به مرور مسیرهای پرترافیک را شناسایی و راه های جایگزین را بر می‌گزیند. راه های جایگزینی که خیلی از مواقع باید رینگ های دور شهر باشند و نه مسیرهای مرکز شهر. و در کمال تعجب شاهدیم، که پروژه های حاشیه شهر پیشرفت کندتری دارند، در حالی که مهم ترند و تاثیر بیشتری هم می گذارند. شاید به این دلیل کم تر جلوی چشم هستند و به اندازه کافی بار تبلیغی ندارند. امیدواریم با اصلاح نگاه به اداره شهر، دیگر شاهد چنین پروژه های مخربی نباشیم که تاثیرات بد آن دامن محیط زیست، فرهنگ و راحتی و جیب مردم را بگیرد. علی محمد حسام فر، نویسنده و مجری برنامه های »شهر و شهروند» و «بی تعارف با مسؤلان» رادیو فارس در یک دهه گذشته.
َAli M.Hesamfar

آنونس چند زبانه برای برنامه پسین دلگشا

بهمن ۴, ۱۳۹۴ | توسط hesamfar | دسته بندی اخبار
آنونس چند زبانه برای برنامه پسین دلگشا   برنامه پسین دلگشا از شنبه تا چهارشنبه  از رادیو فارس پحش می شه. از ساعت هجده و سی تا بیست. این سویپر چند زبانه کار جدیدیه که تهیه کردم و هم بی سابقه بوده و هم استقبال خوبی ازش شده. شما هم بشنوید، انشالا که خوشتون بیاد. پسین دلگشا رو در هفته ای که من در خدمت شنونده هام، با همراهی همکارم فهمیه ابراهیم زاده ارایه می شه و تهیه کننده برنامه جناب مستطاب محمد کاظم یاسریه. در هفته ی مقابل هم آرش جمال الدینی عزیز و سرکار خانم طالبی برنامه رو اجرا می کنند و تهیه کننده  هم محسن قاسم زادگان گرامیه.

خون مطهر و یک اشتباه

آذر ۱۸, ۱۳۹۴ | توسط hesamfar | دسته بندی اخبار
یکی از اشتباه های بعضی مداحان، واعظان و حتا گویندگان صدا و سیما این است که برای خون ایمه از تعابیری مانند خون آلود، یا به خون آلوده استفاده می کنند. باید توجه داشته باشیم که خون امام هم مانند روح و جسم مبارکش مطهر است و استفاده از چنین تعابیری وهن ایمه محسوب می شود. برای مثال گفته می شود که: "شمر دست خود را به خون امام آلوده کرد." یا " چنان بر بدن امام حسن علیه السلام تیر زدند که کفن خون آلود شد." بهتر است به جای این دوعبارت که برای مثال ذکر شد گفته شود: "شمر خون امام را بر زمین ریخت". یا "کفن امام حسن خونین شد." یا جایگزین های دیگری که اهل ذوق به ذهنشان می رسد.

فرهنگ مردم، برنامه ی اِنجَوی شیرازی در رادیو

آبان ۵, ۱۳۹۴ | توسط hesamfar | دسته بندی اخبار
بخشی از برنامه فرهنگ مردم  ... نگاهی به دوران تجع دانشمندان در رادیو، ازکتاب استاد عبدالرشیدی: در سال ۱۳۴۰، از بسیاری از تلاشگران ضد استبداد دهه بیست و سی که پس از تحمل محکومیت ها دوران سرخوردگی و افسردگی خود را می گذراندند، برای همکاری دعوت شد. بسیاری این دعوت را پذیرفتند، حتا آنان که در اواخر دهه ی بیست و آغاز دهه ی سی، نام فرزندان خود را روزبه، سیامک، ستاره و فولاد گذاشته بودند، تن به همکاری دادند.   کمی بعد اداره انتشارات، یعنی همان رادیو ایران، از وزارت اطلاعات آن روز جدا شد و با سازمان تلویزیون ملی ایران پیوست و سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران را تشکیل دادند. استاد انجوی شیرازی هم به عنوان سردبیر (سپس بزرگ دبیر) گروه تحقیقات ایران زمین سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران دعوت به همکاری شد. انجوی به این شرط که بتواند با استفاده از امکانات رادیو و تلوزیون، تحقیقاتی را در زمینه فرهنگ مردم و فولکلور ایران آغار کند، همکاری با رادیو و تلوزیون را پذیرفت. شرط انجوی پذیرفته شد و سید با همان نام مستعار نجوا کار خود را آغاز کرد. برنامه ای با نام " فرهنگ مردم" به سلیقه و ابتکار او طراحی و  سه شنبه ها ساعت بیست و یک پخش می شد. این برنامه خیلی زود مورد استقبال مردم و به ویژه شنوندگان شهرستانی و روستایی قرار گرفت،استاد در آغاز با " دوستان سلام!" برنامه را آغاز می کرد و از همه علاقه مندان به فرهنگ مردم می خواست که آداب و رسوم، قصه های محلی، متل ها و بسیاری مناسبت های بومی را برای آن برنامه بفرستند. او در سخن آغازین برنامه، که به شکل سرمقاله روزنامه ها نوشته و خوانده می شد، (که شاید نتیجه تجربه مطبوعاتی او بود) سعی می کرد الگو و روش تحقیق جمع آوری فرهنگ مردم در اختیار شنوندگان قرار دهد. به همین منظور جزوه  ای به عنوان روش گرد آوری فرهنگ مردم همراه با الفبای آوانگاری و توضیحات مفید دیگر به زبان ساده تهیه و چاپ کرده بود که برای شنوندگان علا قه مند ارسال می کرد. اگر مطلب دریافتی از شنوندگان اشکالی داشت، عین مطلب را با سوالاتی که رافع آن اشکال باشد، برای شنونده پس می فرستاد تا بعد از رفع اشکال دوباره ارسال شود. اگر هیچ پاسخی نبود، حداقل یک کارت پستال فرستاده می شد که: " نامه شما رسید." روی کارت پستال عکس استودیوی بزرگ رادیو چاپ شده بود... عبدالرشیدی، علی اکبر، گفتنی ها، ۱۳۸۵، اطلاعات، صص ۳۵۹-۳۶۰   ۳۴۷_۲۴۵مجسمه انجوی شیرازی در موزه ی نارنجستان شیراز                        

شکر خند در شبکه ی “شما”

اردیبهشت ۵, ۱۳۹۳ | توسط hesamfar | دسته بندی آثار صوتی, اخبار
شکر خند مشاعره ی طنزی  بود که در نوروز ۱۳۹۳ از سیمای فارس پخش شد و بینندگان، استقبال بسیار خوب و متفاوتی از آن کردند.حالا بناست این شکرخند از شبکه ی "شما" هم پخش شود. در این نشانی می توانید اعلان این برنامه برای شبکه ی شما را ببینید.
شکرخند از شبکه فارس

شکرخند

شبکه های فارسی زبان خارج و بحران هویت

فروردین ۴, ۱۳۹۳ | توسط hesamfar | دسته بندی آثار صوتی, آثار مکتوب, اخبار
انسان ها معتقد به هر دینی باشند، کتاب های مقدس را دینشان در برهه های مهم زندگی حاضر می کنند. اما کسی مثلا دیوان شعر سر سفره ی هفت سین نمی گذارد.دیوان سوزنی سمرقندی یا شاملو را سر سفره ی عقد نمی گذارند و مسافر از زیر دیوان خیام رد نمی شود. جایگزین کردن شاهنامه، برای کنار زدن فرهنگ دینی است.تا پارسال حافظ می گذاشتند، و امسال شاید به خاطر ریش سفید جمشید شاه، شاهنامه. و تمایلات دینی هر دو شاعر البته مشخص است و در اشعارشان پیدا. اما سیاست گذاری این شبکه ها که همگی تصمیم گرفتند هماهنگ با هم ابتدا دیوان حافظ و حالا شاهنامه را جایگزین قرآن کنند، بحث دیگری است. در همین باره، سینا علی محمدی در جام جم آنلاین نوشت:       طراحان جنگ نرم در آن سوی آب‌ها در برنامه‌های نوروزی خود، این بار سیاست را تقریبا به حاشیه رانده و تمام توان خود را بر تبلیغ سبک زندگی (life style) غربی و ایجاد تقابل میان ایران و اسلام متمرکز کرده بودند. 

فارغ از این که وجود کلام‌الله مجید در سفره‌های هفت‌سین ایرانیان ، قرائت آن پیش از لحظه تحویل سال توسط بزرگ خانواده و همچنین قرار دادن پول لای صفحات قرآن به عنوان تبرک و عیدی، ریشه در چه تفکر و فرهنگی دارد؛ حذف و جایگزینی‌اش با حافظ یا فردوسی به واقع غیرمنطقی و غیرمعقول می‌نماید.

گروهی که معتقدند نوروز ایرانی، نیازی به کتاب عربی (قرآن) ندارد و بهتر است حافظ را به جای آن قرار دهیم قطعا با هر دو کتاب بیگانه هستند و حتی نمی‌دانند که دیوان حضرت لسان‌الغیب با این مصراع عربی آغاز می‌شود:

الا یا ایها الساقی ادرکاسا و ناولها...

فردوسی، شاعری که «عجم، زنده کرده ست بدین فارسی»، همواره مسلمانی موحد بوده است و جای جای شاهنامه‌اش گواهی است واضح بر این ادعا:

جهان را بلندی و پستی تویی/ ‌ ندانم چه‌ای هرچه هستی تویی

اما حتی اگر میزان، تقدم و تاخر زمانی باشد و این که سفره هفت‌سین متعلق به جشنی ۲۵۰۰ ساله است و قرآن به آن افزوده شده، باز هم باید گفت که دیوان حافظ یا شاهنامه فردوسی در مقایسه با قرآن کریم عُمری کوتاه‌تر دارند. 

واقعیت این است که برنامه‌‌سازان غربی به‌خوبی دریافته‌اند برای رسیدن به اهداف خود، نخستین قدم تفرقه‌افکنی و ایجاد شبهه در باورهای ملی و آیینی مردم ایران است؛ هراس آنها از اتحاد و همدلی است و از همه ابزارهای لازم برای برهم زدن این وحدت و انسجام بهره می‌برند غافل از این که در همین ادبیات فخیم ایران زمین، مولانایی وجود دارد که عمق نفوذ اندیشه و کلامش مرزهای جغرافیایی و فرهنگی جهان را درنوردیده و هم او گفته است:

شیر خدا و رستم دستانم آرزوست!

ماجرای مسی پایان ندارد؟

آذر ۲۸, ۱۳۹۲ | توسط hesamfar | دسته بندی اخبار
بعضی از دوستان هنرمند و فرزانه، احتمالا در لحظاتی احساسی و هیجانی، این چند روزه ملت ایران را  "بی لیاقت"، "احمق" و مانند این ها نامیدند. درست است که از جهاتی مثل نظم، زیبایی شناسی، کار گروهی، استفاده از فناوری های نو، برنامه ریزی و بهره وری، نقص های جدی داریم، اما شایسته ی این همه تحقیریم؟ به عنوان آخرین کلامم در این باره، دو سه نکته ای متذکر می شوم. این که نخبگان یک ملت، عموم مردمشان را برای حرکت غلط عده ای، تحر کنند، معنیش این است که "مدیر و دولتمرد و سیاست گذار، تقصیری ندارد، وقتی ذات یک ملت خراب است، مدیر بیچاره چه می تواند بکند؟". این یعنی نادیده گرفتن علم مدیریت در جهت دادن به اجتماع. از طرفی وقتی اعتقاد داریم که"لیاقتمان همین است" یعتی هر تلاشی برای زیست بهتر در این جامعه کاری عبث و غیر عقلانی است. دو: از تحقیر تاریخ و فرهنگ یک ملت چه سود؟ قبول ندارم که جلال گذشته را خنجر کنیم و بر سر صورت امروزمان زخم بزنیم، ولی از انکار و تمسخر شکوه پیشین، گیرم که کمی با افسانه در آمیخته باشد، چه سودی می بریم، جز آنکه ملت را از پشتشان خالی کنیم؟ سه: همه جای دنیا مشکل وجود دارد. کاش نه مثل بعضی مدیران دولتی باشیم که وجود مشکل در همه جای دنیا را توجیه کم کاری ها و بی تدبیری های خود می دانند، نه مثل بعضی از دوستان باشیم که اصولا مشکلات کشور های دیگر دنیا را نمی بینند و مرغ همسایه را غاز می پندارند. حالا بیایید فرض کنیم، اگر در ایران، مانند مراسم ماندلا، یک مترجم قلابی خود را شانه به شانه ی مقامات عالی رتبه ی کشورها قرار داده بود چه اتفاقی می افتاد؟ بعضی افراد این سو و رسانه های آن سوی آب، باز، ساز تحقیر هر چیز ایرانی را ساز می کردند و از طرف دیگر، مدیران هم می گفتند این اتفاق در هر جای دنیا می توانست بیفتد، بنابراین چیز مهمی نیست. و سرانجام از هر دو رویکرد هم چیزی درست نمی شد. عکس نفر سمت چپ، مترجم جعلی برای ناشنوایان ، که معلوم نیست خود را چگونه خود را به جایگاه رسانده، و می گویند شیزوفرنی دارد.