علی محمد حسام فر Ali Mohammad Hesamfar

وبسایت شخصی علی محمد حسام فر

دوقطبی شدن جامعه، خطری جدی

دی ۹, ۱۳۹۲, توسط hesamfar, دسته بندی دسته‌بندی نشده

 1.استارتر چیست؟

وسیله ای در خودرو؟ بخشی از دوربین عکاسی؟ با پیش غذا؟
شاید هم اصلا برای شما معنی نمی دهد!
این که شما برنامه ی بفرمایید شام شبکه ی من و تو رو دیده باشید یا نه، تعیین می کند که کدام معنا در ذهن شما نقش می بندد.

استارتر هم وسیله ای است در دوربین عکاسی و هم اسم فرنگیِ پیش غذاست. وقتی بیننده ی یک رسانه ی خاص، حتی معنی یک کلمه را برای ما متفاوت می کند، می شود نتیجه گرفت که افرادی که دو رسانه ی متفاوت تغذیه ی فکر می شوند، بعد از سال ها ذهنشان پر است از واژه ها و تعبیرات متفاوت و حتی متضاد. فرض کنید بعد از سال ها عده ای که رسانه ی A را پی گیری می کنند، به یک موجودیت بگویند میز و بینندگان تلویزیون B به همان جسم صندلی بگویند.

2.دوپاره شدن جامعه، به نحوی که گروهی بقای خود را در نبودن دیگران ببیند، نتایج فاجعه باری به بار خواهد آورد. آن چه امروز در سوریه، مصر، بحرین، لبنان و سودان جنوبی و بسیاری دیگر از کشورها می گذرد، نتیجه ی قطبی شدن جامعه و دوپاره شدن آن است.
رسانه های قطبی نقش اساسی در ایجاد این دوپارگی دارند و این روند از ناآگاهی طرف ها از دیدگاه های هم، نداشتن توان گفتگو و خشونت کلامی آغاز می شود و در نهایت به  خشونت فیزیکی، کشت و کشتار و سرکوب می انجامد.ممکن است در ظاهر یک طرف بر طرف دیگر فائق آید یا  ماجرا سال ها بدون پیروزی یک طرف ادامه داشته باشد.
حالت دوم مشخص است که چه تراژدی بی پایانی است و داستان امروز سوریه است ، و در حالت پیروزی یکی از طرف ها  هم کینه ها در سینه ها باقی خواهد ماند و سال ها آتش زیر خاکستر جامعه باقی خواهد ماند.

3. ما نمی توانیم از بی.بی.سی و صدای آمریکا توقع داشته باشیم که منادی گفتگوی ملی در ایران باشند و حتی اگر صداهای مخالف دیدگاه های خود را گاهی بازتاب می دهند، سیاست های کلیّشان،  دنبال کردن خط تفرقه است.افرادی که ممکن است دلسوز باشند و در این رسانه ها هم تریبونی داشته باشند را نمی گویم.منظورم سیاست های اساسی این رسانه هاست که به نظرم،  دنبال کردن ایجاد شکاف بین نیروهای سیاسی ایران است.
بار ایجاد تفاهم و گفتگوی ملی، بر دوش رسانه ی ملی است. نه در قالب میزگردها و مناظره های پراکنده و نه با داشتن خطوط قرمز ساختگی، که به عنوان یک راهبرد اساسی.

4.نه دی دیگری از راه رسید. بدون شک ماجراهای انتخابات هشتاد و هشت، شروع نوعی دو قطبی بودن در جامعه ی ایرانی بود.که هر چند انتخابات 92 تا حدودی آن را تلطیف کرد، اما هنوز هم خطر آن باقی است.
همان طور که اشاره شد، از چیزهای موجد فضای دوپاره، این است که یک طرف حیات خود را در ممات دیگری ببیند. رسانه ها در این بین نقش اساسی دارند. بازهم  در نه دی یک طرفه به قاضی رفتتد یا امکان انعکاس صداهای مختلف را دادند؟

5. برای باز کردن فضای  رسانه ای دو ترس احتمالی وجود دارد.
یک: نکند با انعکاس صداهای جدید، سیاست ها و سیاست گذاران گذشته به چالش کشیده شوند.
دو: مدیریت فضای ایجاد شده امکان پذیر نباشد.

ترس اول ترس به حقی نیست. و هر چند در سخنرانی بعضی رجال این روزها مطرح هم شده، ولی بیشتر دغدغه ای شخصی است تا ملّی. بدون شک تا روند گذشته نقد نشود، امکان بروز چنان آشوب هایی باز هم وجود دارد.قطعا کاندیداها، شورای نگهبان، قوه ی قضاییه، پلیس، نیروهای نظامی و دیگر نهادها عملکردهای درست و غلطی در آن ماجراها داشته اند.چگونه می شود بدون نقد آن ها چراغی برای آینده برفروخت.گیریم که مثلا معلوم شود فلان امام جمعه یا رییس محترم سازمان صدا و سیما عملکرد غلطی داشته است.این باعث خوشبختی است که به این ضعف ها پی ببریم.

درباره ی دغدغه ی دوم. بی طرفی نهاد های بالادستی و قاضی مشکل را حل می کند.وقتی نهادهایی مثل شورای نگهبان و دادگاه ها، از چنان مقبولیت و شانی برخوردار باشند، که حکم آنان فصل الخطاب تلقی گردد، هیچ وقت لازم نیست نگران خارج شدن کنترل اوضاع از دستمان باشیم.این اتفاق خجسته را باید زودتر پی گیری کرد، نمی شود نهادهای قضایی ما خود یک طرف دعواهای سیاسی باشند، در نتیجه خاصیت فصل الخطابی نداشته باشند، و در نتیجه سیاست حاکم بر رسانه ها و به ویژه رسانه ی ملی ترس باشد که مبادا حرفی گفته شود.
تجربه نشان داده که افکار عمومی مردم ایران، عموما با انصاف، عقلانیت و حتی احتیاط همراهی می کند.

ترس واقعی ترس از تکه تکه شدن فکری جامعه است.رو در روی هم ایستادن خانواده ها و هم کلاسی ها و هم محله ای هاست.از ضایع شدن حق ها باید ترسید و اتلاف نفوس مردم، و اعصابی که از همه جامعه خرد خواهد شد. پیش از واقعه هولناک بعدی، باید علاج آن را کرد.
 

 

خب ، نظر شما چیه؟