علی محمد حسام فر Ali Mohammad Hesamfar

وبسایت شخصی علی محمد حسام فر

درباره ی اپرای عروسکی عاشورا

آذر ۲۸, ۱۳۹۲, توسط hesamfar, دسته بندی دسته‌بندی نشده

شاید مهم ترین بخش اپرا موسیقی آن باشد. من هم که از موسیقی چندان دانشی ندارم. جز این که جاهایی صدایش نمی گذاشت شعرها را درست بشنوم. اما نقل قولی می کنم از سازنده ی موسیقی اپرای عروسکی عاشورا که خود گویای بعضی مسایل است، حتا برای من که از موسیقی چندان دانشی ندارم.تا برسم به آن چه درباره ی بار نمایشی اپرای عروسکی قصد گفتن دارم.
 "ا
و درباره انتقادات به فالش خواندن برخی خوانندگان بخش آوازی توضیحاتی ارائه کرده و گفت: زمانی که کار را ضبط می کردیم برایم احساس خواننده مهم تر از تکنیک بود. اگر در کار اجرا شده حس خواننده به خوبی به مخاطب منتقل می شد  زیاد درگیر تکنیک نمی شدم. وقتی می دیدم یک خواننده به یاد امام حسین (ع) اشک می ریزد و می خواند برایم از هر چیزی ارزشمند تر بود."


واما،

غریب پور یگانه است. در تاریخ تئاتر این سرزمین، جاودانه خواهد بود.از معدود کارگرانانی است که یک سالن اختصاصی در اختیارش است، و گروهی کارآزموده دارد، و به مدد هردو و خلاقیتش، کارهایی خلق می کند که از بعضی ظرایف و عظمت های تکنیکیشان حیرت زده می شویم و زبان به تحسین می گشاییم، ولی،

دو کار آخر او را به شدت ملال آور، تکراری و عاری از خلاقیت های هنرمندانه دیدم.
هم اپرای حافظ، و هم اپرای عاشورا، همان شخصیت همیشگی ریش بلند و مو تا کمر آویخته را دارد، که حیران و سرگردان لابه لای تک صحنه هایی نه چندان مرتبط می چرخد و آواز می خواند.
نه در اپرای حافظ، نه در اپرای عاشورا، من داستان را نفهمیدم. در واقع اگر ذهنم را خالی از دانسته های تاریخیم می کردم، هیچ نمی فهمیدم.که این آدم ها کیند، از کجا می آیند و داستانشان چیست.
بنابر این خط ضعیف داستانی را یکی از نقاط ضعف اپرای عروسکی عاشورا می دانم.
دیگر این که،از شخصیت ها، فقط شمایی از دور می بینیم. کم تر به خلوت آن ها وارد می شویم و لحظه های دراماتیکی نمی بینیم که واکنش آن ها برای مان جالب باشد. همه چیز از دور و کلی اتفاق می افتد.حتا در صحنه ای مانند تصمیم حر برای پیوستن به سپاه امام حسین علیه السلام، که به نظر می رسد چنین ظرفیتی وجود داشته است.

ضعف دیگر اپرای عروسکی عاشورا و البته حافظ، به شدت بازاری بودن آن است. جا به جا بی دلیل و با دلیل، زنهایی دف به دست و رقصان ترانه می خوانند.این بار به بهانه ی فسق و فجور دربار یزید لابد! که البته چندان فسق و فجوری هم نبود و احتمالا برای تامین سلیقه ی مخاطب طراحی شده.

تکرار هم که واقعا فاجعه است.شاید اگر کسی سه چهار اپرای عروسکی از غریب پور دیده باشد، به مرور، تصاویر آن ها در ذهنش ادغام شود و بر اثر شباهت اصلا یادش نیاید کدام صحنه متعلق به کدام کار بوده است.
این تکرار، حتا در تکنیک هم مشاهده می شود.مثلا تصاویری که بر اطراف صحنه ی نمایش پخش می شود.

در یک کلام، من آن، خلاقیت هنری مطلوبم را که اعجاز برانگیزد، در اپرای عروسکی عاشورا ندیدم.
اما توصیه می کنم به دیدنش، به ویژه اگر تا به حال کار دیگری از غریپ پور و گروهش ندیده اید. که هم لحظات خوبی دارد، و هم می تواند منبع الهام برای هنرمندان باشد.
  اپرای عروسکی عاشورا در ایام اربعین، از 27 آذر تا دوم دی ماه، در تالار حافظ شیراز اجرا می شود.

خب ، نظر شما چیه؟