علی محمد حسام فر Ali Mohammad Hesamfar

وبسایت شخصی علی محمد حسام فر

گذشته

تیر ۵, ۱۳۹۲, توسط hesamfar, دسته بندی دسته‌بندی نشده

 "گذشته" بهتر یا بدتر از "جدایی نادر از سیمین" نیست. فیلمی دیگر است. هر چند بعضی از سکانس هایش، و فرمول های فیلمنامه نویسیش را می شود با فیلم های گذشته فرهادی تطبیق داد، ولی استفاده از سنگ محکِ "درباره ی الی" یا "جدایی نادر از سیمین"،برای سنجش این فیلم، و شاهکار دانستن آنان برای کوبیدن گذشته، اشتباه است.

گذشته هم با گذشت چند سال خاطره می شود، و آن گاه باز کسانی خواهند گفت، فیلم های جدید فرهادی "گذشته" نمی شود. مانند کسانی که که وقتی پراید تازه آمده بود، مدام از بهتر بودن پیکان می گفتند، و حالا پراید هم ماشینی کلاسیک و خاطره انگیز برایشان شده.
ظرافت های فیلمنامه ی گذشته را، هر چند کمی جلوه گرانه می نماید، نمی شود تحسین نکرد.بازی ها بی نقص و بادرک درست از فیلمنامه و فیلمبرداری چشم نواز است.(از فیلبرداری چیزی نمی دانم، معیار من همین چشم نوازی است.)تدوین هم تا آنجا که منِ بازیگر می فهمم، همه جا در خدمت بازی ها بوده است.


در فیلم، اشتباهات کوچک افراد، در کنار هم فاجعه ای بزرگ می آفریند. سقوط سنگی کوچک، باعث بهمنی بزرگ می شود. این از الگوهای فیلمنامه نویسی مورد علاقه ی من است. شاید برای همین علاقه ی شخصی است که علی رغم شوخ طبعی همیشگیم در فیلم دیدن، برای لحظاتی ساکت شدم، اشک ریختم، هیجان زده شدم و خندیدم.
به نظرم فیلمنامه بی نقص است و همان نقص بارها ذکر شده ی "جدایی..." را هم ندارد. اما جدایی ، در ارایه ی قصه فنی تر و چند وجهی تر عمل می کرد. آدم های بیشتری حامل روایت بودند، و با موقعیت های دراماتیک بیشتر و متنوع تری رو به رو بودیم. در حالی که در گذشته یک فرمول یکسان، برای پیش بردن قصه تکرار می شود. و بعضی جاها هم قابل پیش بینی.مانند سکانس پایانی بیمارستان که دوربین پشت سر طاهر رحیم جرکت می کند، ولی می شود حدس زد که او بر می گردد.
من فنِ فرهادی نیستم، کلا فنِ کسی نیستم، ولی گذشته را دوست داشتم.
البته گذشته را کسانی دوست نخواهند داشت.
1. کسانی که در لایه های زیرین فیلم "آشفتگی خانواده در اثر دروغ و پنهان کاری و بی معیاری"را کشف ، و آن را شعاری ارزیابی کنند.
2.عاشقان پاریس. این فیلم به قول ما سیاه نمایی مطلق است درباره ی پاریس.با دیدن ساختمان های محل فیلمبرداری، مخاطب ایرانی هزار بار خدا را برای امکانات خوب زندگیش شکر می کند.پس اگر عاشق "جشن بی کران " اَستید، این فیلم را برنخواهید تافت.
3.کسانی که چشم دیدن بهتر از خودشان را ندارند. چرا که فرهادی در این فیلم، استاندارهای جدیدی برای یک کارگردان ایرانی ارایه می کند.
4.کسانی که حوصله شان از منِ کم حوصله هم ،کم تر باشد، در چهل دقیقه ی آخر کمی اذیت می شوند، هر چند پایان فیلم آن ها را دوباره سر شوق می آورد احتمالا.

 

خب ، نظر شما چیه؟